شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

71

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

در جوار برادرش حسين زندگى كرد ، آن بزرگوار فردى دلاور ، شجاع ، جنگاور ، خوش سيما و نيرومند بود ؛ و با اينكه بر اسبى قوى پيكر سوار مىشد ، نوك پاهاى مباركش به زمين كشيده مىشد . از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « كان عمّنا العبّاس بن علىّ نافذ البصيرة ، صلب الايمان ، جاهد مع أبى عبد اللّه عليه السّلام و أبلى بلاء حسنا و مضى شهيدا » . « 1 » « عموى ما عباس فردى صاحب بصيرت ، داراى ايمانى استوار بود و در كنار ابا عبد اللّه عليه السّلام جهاد و مبارزه نمود و به نحوى شايسته از عهدهء آزمون بر آمد و سرانجام به فيض شهادت نايل آمد » . از امام زين العابدين عليه السّلام روايت شده كه آن حضرت روزى چشمش به عبيد اللّه فرزند عباس بن على عليه السّلام افتاد ، اشك از چشمانش جارى شد و سپس فرمود : « ما من يوم أشدّ على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من يوم احد ، قتل فيه عمّه حمزة بن عبد المطّلب أسد اللّه و أسد رسوله ، و بعده يوم موتة ، قتل فيه ابن عمّه جعفر بن أبي طالب ، و لا يوم كيوم الحسين عليه السّلام ازدلف إليه ثلاثون ألف رجل . يزعمون أنّهم من هذه الامّة ، كل يتقرّب إلى اللّه عزّ و جل بدمه ، و هو يذكّر هم باللّه فلا يتّعظون حتى قتلوه بغيا و ظلما و عدوانا » . « بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى دشوارتر از روز احد وارد نشد كه در آن عمويش حضرت حمزة بن عبد المطّلب شير خدا و رسول او ، به شهادت رسيد و پس از آن ، روز موته كه پسر عمويش جعفر بن أبي طالب ، شربت شهادت نوشيد و روزى مصيبت‌بارتر از روز شهادت حسين وجود ندارد ؛ سى هزار مرد جنگى كه ادعاى مسلمانى داشتند بر او حملهور شدند ، هر يك از آنان با ريختن خون آن حضرت ، در پى تقرّب به خداى عزّ و جل بود ، حسين عليه السّلام آنان را پند و موعظه مىكرد ولى پذيرا نمىشدند ، تا سرانجام از سر جور و جفا و دشمنى ، وى را به شهادت

--> ( 1 ) . خصال : 86 باب دوم ؛ عمدة الطالب : 323 .